خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام
لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد
من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند
نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
برچسب: شانه ات را دیر آوردی,شانه ات را دیر آوردی سرم,شاعر شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد,شانه ات را دير آوردي,شعر شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد,شانه ات دیر آوردی,شانه ات را دیر اوردی سرم را باد برد از کیست,
نویسنده: کیارش فراهانی