خرید بک لینک

میشود یک شب خوابید

و صبح با خبر شد

غمها را از یک کنار به دور ریخته اند ؟

که اگر اشکی هست

یا از عمقِ شادمانیِ دلی بی درد است

یا از پس به هم رسیدن های دور

یا گریه کودکی

که دستِ بی حواسش ، بادبادکی را بر باد می دهد

کاش می شد

یک صبح

کسی زنگِ خانه هامان را بزند

بگوید:

با دستِ پر آمده ایم

با لبخند

با قلب هایی آکنده از عشق های واقعی

از آنسوی دوست داشتن ها

آمده ایم بمانیم و هرگز نرویم

هیچکس نمی داند

چقدر جایِ شادمانی های بی سبب در دل نسلِ ما خالیستص

برچسب: شادمانی بی سبب,شادماني بي سبب,شادمانی بی سبب می گویند,شادمانی های بی سبب,یادت بخیر شادمانی بی سبب,مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند,کتاب شادمانی بی سبب, نویسنده: کیارش فراهانی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 11:03

صفحه بندی